I'm Galaxy Girl

And finally ; all I learned was how to be STRONG but ALONE

And finally ; all I learned was how to be STRONG but ALONE

I'm Galaxy Girl

‪
‬پریدی از من و رفتی به آشیانه ی کی ؟
بگو کجایی و نوک میزنی به دانه ی کی ؟
‪
‬هوای گریه که تنگ غروب زد به سرت
پناه می بری از غصه ها به شانه ی کی ؟
‪ ‬شبی که غمزده باشی تو را بخنداند
ادای مسخره و رقص ناشیانه ی کی ؟

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سیب‌گلابیم و خلافمون سنگینه» ثبت شده است

خرچ‌خرچ یا یه‌چیز دیگه؟ مسئله این‌ست.

گاهی‌وقتا با خودم فک می‌کنم آدم باید خر باشه که دلش نخواد با تفنگ‌آبی پشت بالشتای خونه سنگر بگیره و آخرش خیسِ خالی خودشو از بالا پرت کنه رو تخت که کمر خودش درد بگیره. بعد سیب‌گلاب گاز بزنه و با آهنگِ توی حال بخونه :«ای‌یار ای‌یار یار تو چه‌قد سرخوشی!» 

عکس این پست به دلایلی حذف شده‌است.

پ.ن: هیش یادتونه یه مدت اسم اینجا سیب‌گلاب بود؟ حالو اون موقع نه ما سیب میخریدیم نه تو نت عکس بود نه من عصن یادم بود سیب‌گلاب چه رنگیه :| ینی حتی سیبم منتظره تو گالاخسی‌گرل بشی یهو پیداش شه :| 

پ.ن: موقت است.

اندر احوالات سیب‌گلاب‌طورانه.

تلفن زنگ خورد بلند شدم جواب دادم به طرف گفتم بفرمائید گفت مامانت هست؟ بدون سلام و هیچی. منم گفتم شما؟ که ینی زود تند سریع بگو شما کی هستی که اینقدر به دلم نشستی بگو تو عم مث من دلتو به دل من بستی :| بعد طرف گفت ها؟ گفتم میگم شما؟ گفت من [کلمات نامفهوم]‌ـی ام. با همساده عا میخوایم بیایم سرسلامتی بدیم. گفتم خب تشریف بیارین. گفت ننه یعنی چیز! چیزه! چیز! مامانت هست؟ گفتم نه، عرض کردم خدمتتون که نه! گفت ینی نیست؟ گفتم نخیر. گفت یه وقت دیگه میایم. گفتم ب.. زارت زد قطع کرد گوشی رو روانی.

بعد برگشتم تو اتاقم به خواهرم میگم این هرکی بود مسئول هماهنگی بود. خواهرم یه نگاه داغونی بهم کرد گفت عه؟ من فک کردم یکی بود که مسئول هماهنگی نبود! ینی نمیدونین ما چجوری قه‌قهه میزدیم بعد این جملات قصار، خیلی هم بی‌مزه و چیپ بود ولی خب!:))

آقا از جو خونه نگم براتون. ینی همش یه جوریه که من گوشت تنم داره میلرزه که واااای چقدر وضعیت بده، چقدر من با صفر مبدا کیلومترها فاصله دارم! چقدر چقدر! آقا یکی تو فامیلمون بود خودشو پاااااااااااررررهههههه کرد!! رتبه‌ش شده ۴۰۰. تهران که هیچی نمیاره، پزشکی اصفهان مهر نمیاره، دندون اصفهان نمیاره.. وای خدا خودت کمک کن تو رو قرآن من میترسم از این وحشیای خرخون. خدایااااااا. -_-

وقتی درس میخونم حالم خوب میشه. و این یه واقعیت قشنگه که من از سخت کار کردن و سخت فعالیت کردن لذت میبرم :)) مریضم خودتونین! :/