حسبِ حال

..دلِ من داندُ من دانمُ دل داندُ بَـــس..

دقیقاً همین قدر

یه وقتایی‌ام هست نمی‌دونی باید بنویسی یا باید ساکت بمونی. نمیدونی حتی اگه حرف زدی از چی باید بگی. هی می‌نویسی هی پاک می‌کنی. دستت به دانلود نرفته کنسل می‌کنی. هنوز چیزی ننوشته صفحه رو می‌بندی. ولی یه چیزی هست که نذاره ساکت بمونی. ولی این‌قدر نگفتی که گفتن یادت رفته. می‌خوای بنویسی خوشحالی بلد نیستی. می‌خوای بنویسی خوشحال نیستی هم بلد نیستی هم حوصله‌ی بعدشو نداری. 

آره خلاصه یه همچین وضع نکبت‌باری به من دچار شده. ولمم نمی‌کنه سگ‌صاحاب.

۹ ۱۲
صخره .
۰۵ بهمن ۰۰:۳۵
هعی ژندگاونی 

پاسخ :

هعیییی :( 
+ باز تو رمز یادت رفت؟ 
پسرک فضایی
۲۹ دی ۱۴:۲۸
همینى که ممد گفت :)

پاسخ :

همونی که به محمد گفتم :)
Faber The Great
۲۸ دی ۰۷:۳۱
یا نمی‌نویسی یا طومار می‌نویسی!
ذره ذره بنویس که اینجور نترکی خب :)

پاسخ :

نکته‌ی ظریفی بود واقعا.. :)
ــ یاس ــ
۲۶ دی ۲۱:۴۱
راهش اینه که بهش فکر نکرد و گل واژه گفت و سند کرد 

پاسخ :

کاری که همیشه میکنم -_-
فِ. شین.
۲۶ دی ۱۶:۵۴
انقد از این حالتای معلق طوری متنفرم -_-

پاسخ :

منم همین طور! -_-
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۲۶ دی ۱۵:۴۰
مخلصم و کوفت تعارف نداریم که :))))

پاسخ :

میدونم بابا :))
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۲۶ دی ۱۴:۴۶
نبینم غمتو کلنگ

پاسخ :

مخلصم بزغاله :))
میم _
۲۶ دی ۱۳:۳۸
انگار ادم یه مدت ننویسه،نوشتن یادش میره
خوشحالی نکنه،دیگه چطوری شاد بودن یادش میره:(
درست میشه *_*

پاسخ :

آره واقعا، من که حس می‌کنم از همه‌چیز فاصله گرفتم.
یه موجود تک‌بعدی روان‌پریشی شدم که عصن نگو -_____-
ایشالا *__*
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
About me
چقد قصه خونده که خامش شدی؟
چقد خرج کرده برا خنده هات؟
همه واسه هم زندگی می کنن
ولی مثل من کی می میره برات ؟

تو دار و ندار دلم بودی و
نداری گرفتت که تنها بشم
دل و عشق و آغوش گرمت کجاس؟
نداریمُ دارم نفس می کشم

نداریمُ دارم نفس می کشم
خودم با خودم تو هوای خودم
خودم با خودم دردِ دل می کنم
الهی بمیرم برای خودم

درسته که داغت زمینم زده
ولی قول میدم بهت پا بشم
قسم می خورم با تمام وجود
یه روزی سری توی سرها بشم

نمیذارم این حسرت لعنتی
بشینه به ریشم بخنده رفیق
باید از غم و غصه کوتا بیام
که دیوار حاشا بلنده رفیق

منُ جا گذاشتی تو تنهاییام
منُ جا گذاشتی توی بی کسیم
به اونی که از من گرفتت بگو
یه روزی یه جایی بهم می رسیم

| هانی ملک زاده |
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان