I'm Galaxy Girl

And finally ; all I learned was how to be STRONG but ALONE

And finally ; all I learned was how to be STRONG but ALONE

I'm Galaxy Girl

‪
‬پریدی از من و رفتی به آشیانه ی کی ؟
بگو کجایی و نوک میزنی به دانه ی کی ؟
‪
‬هوای گریه که تنگ غروب زد به سرت
پناه می بری از غصه ها به شانه ی کی ؟
‪ ‬شبی که غمزده باشی تو را بخنداند
ادای مسخره و رقص ناشیانه ی کی ؟

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

از شادی به شادی

کلاسمون تو یه مدرسه‌ی پسرونه برگزار میشه. یه درخت خوشگلِ چاقالو وسطشه، باقیشو ترکیبی آسفالت و موزائیک کردن.بیست دقیقه دیر رفته بودم و می‌دونستم فاتحه‌م خونده‌س. لذا سعی کردم حداقل خوش‌اخلاق‌ترین باشم تا استاد تو عمل انجام‌شده قرار بگیره.‌‌‌‌‌‌‌‌‌جلسه‌ی آخر بود دوست نداشتم دعوام کنه.رفتم داخل گفتم ســــــــلام استاد صبحتون به‌خیر. خندید گفت بیا برو آتیش‌پاره فک نکن نفهمیدم ولی‌اااا. خندیدم رفتم نشستم سرِ جام. لیلی و مجنون درس می‌داد. عاشقش شدم. واااای پسر مجنون لعنتی چقدر خوبه. چقدر روانیه. احساس هم‌زادپنداریِ خاصی دارم نسبت بهش. یه دختره‌ی تازه‌وارد اومده مدرسه‌مون. شوخی‌هامون رو نمی‌فهمه. مثلا نمی‌فهمه چرا من هر وقت سید رو می‌بینم میگم عهههه قناری! بعد بچه‌ها خودزنی می‌کنن :| نشسته‌بود کنار دست من. باهاش شوخی کردم. می‌خندید، به اینکه  «فتوح» رو شنیده‌بودم  «فطور» این‌قدر خندید که اخطار گرفتیم هردو :|

کلاس تموم شد، اصلا کاش این استادِ ما هی حرف می‌زد هی من دستامو میزدم زیرِ چونه‌م گوش می‌دادم به شعراش. بعد جلسه‌ی بعد خوش‌خط واسش می‌نوشتم رو تابلو تا از ذوق بمیره و بیشتر شعر بخونه و منم از ذوق بمیرم. ذوق کردنمم کشتار دسته‌جمعی‌ عه :|

من و سه‌تا از دوستام داشتیم می‌رفتیم بیرون بچرخیم. من گوشی هم نبرده بودم اصلا که مامانم زنگ نزنه بگه برگرد :-" تو خیابون چهارتایی عرضِ پیاده‌رو رو گرفته‌بودیم و اصلا حواسمون نبود. بعد من واسم سوال شد چرا هرکس رد میشه فحش میده؟ بعد دیگه جفت‌جفت راه رفتیم. یکی از بچه‌ها داشت فیلمی رو که من تازه می‌خواستم ببینم رو تعریف می‌کرد. همین‌طوری داشتیم بحث می‌کردیم و می‌خندیدیم که متوجه شدیم یه چهارراه اضافه اومدیم. برگشتیم بالا. بچه‌ها می‌گفتن بریم فلان کافه که فلان کوفت رو بخوریم و فلان عکس رو بگیریم و فلان‌جا آپلود کنیم. منم گفتم خفه شن. رفتیم تو یه مغازه‌ی بی در و پیکر. یعنی اصلا اسم نداشت که من بدونم چی‌فروشی بودش دقیقاً :|

من و نوگل یخ‌در‌بهشت خوردیم. اون دو تا هم ذرت مکزیکی. من و یکی از بچه‌ها که ذرت داشت همزمان بهم نگاه کردیم گفتیم مال تو چه مزه‌ای عه؟ آره خلاصه اینقدر بهداشتی بود قاشق و نی‌هامون که نگو اصلا :| 

دیگه سفارشمون رو خورده بودیم که واسه یه خانم اسنک بردن. ما مثل وحشیا دراز شده بودیم رو میز اون خانوم اسنک خوردنش رو نگاه می‌کردیم. دیگه هم پول نداشتیم :| البته من داشتم ولی خب اون‌وقت باید مادرحساب می‌شدم که شدم. رفتم واسه این گشنه‌ها هشت تومن بی‌زبون اسنک خریدم. ینی چرک و کصافط می‌ریخت از زمین و میز و سینی و در دیوار. ولی خیلی چسبید انصافاً. ینی این‌قدر خندیده بودیم که واقعاً نمی‌تونستیم صاف راه بریم.

و خب من واقعاً روم نمیشه واستون تعریف کنم چی بودن :-" داشتیم می‌رفتیم خونه‌هامون که نوگل بیرونِ مغازه کنارم ایستاد تا بقیه بیان. گفت دلم واست تنگ شده بود. گفتم منم. خیلی. زمزمه‌وار خوند خواهی بیا ببخشا.. خندیدم. سعی کردم چشمک بزنم و بگم شیکر میخوری جفا کنی. خندید. گفت بغلم کن. احساس می‌کردم تو خیابون زشته. سعی کردم سریع‌تر این‌کارو انجام بدم و برم. گفت محکم کصافط! و من محــــکم بغلش کردم. یادِ مدرسه‌ها افتاده بودیم جفتمون. همزمان خوندیم:«اون مــــــی‌رود دامَن‌کِشـــــــان..» باهاش خداحافظی کردم. رفتم بالاتر دربست گرفتم. نمی‌تونستم لبخند نزنم، بهم خوش‌گذشته بود.:)

نوگل

نظرات  (۱۶)

خوشیهات پایدار....:)
پاسخ:
تشکر، ان‌شاءالله :))
وبلاگ قبلیتون جزو وبلاگای برتر سال 95 شده. آورین . تبریک میگم . ایشالا امسال این وبتون هم منتخب میشه :)
پاسخ:
مرسی که تبریک گفتین ^____^ 
ایشالا ایشالا D:
من که با خوندنش نیشمون گشوده شده بود دیگه معلومه تو باید لبخن بزنی:) 
تا باشه از این روزا برات باهار♥^ـ^ اصن عاشق اینم که بهت بگم باهار، بعد نمیدونم چرا نمیگم:/ =))

+دلم از این اسنک کثیفا خواست که تو سس غرق شدن! آه!
پاسخ:
یاسی اتفاقاً اسنکش همونجوری چرک و پر سس و سوخته و آویشنی بود :)))
میخواستم بگم اومدی شهر ما میبرمت بخوری از اینا دیدم دلم نمیاد نبرمت اون رستوران قشنگه که دوسش دارم *_* 

بگو باهار راحت باش. من خودمم دوستش دارم خیلی اسمم تو یکی از وبلاگ قبلیام که الان خودمم یادم نیست اسمش چی بودش اسممو گذاشته بودم باهار. حس خوبی میدع :))
قربونت، ایشالا برای تو هم :**
ایشالا همیشه به خوشی...منم امروز بعد از یکسال یکی از دوست های دوران دبیرستانم رو دیدم...این دوستی ها دیگه تکرار نمیشه...با این دوست ها میشه خود خودت باشی و کلی مسخره بازی دربیاری

پاسخ:
اره ولی کاش میشد :))
من منتظر دوستای بهترم :))
  • فردریش نیچه
  • درود ؛
    چه روابط عمیقیست دوستی های دخترانه ،
    گاهی بهش غبطه میخورم:)
    "اون میرود دامن کشان ..."
    پاسخ:
    بله نسبتاً عمیقاً :)) ما پنج ساله دوستیم مثلا :-"
    + من درد تنهایی چشان.. دیگر مپرس از من نشان کز دل نشااااانم می‌رود..
    از همین متنا میگفتما بهار^_^
    همیشه به خوشی:)))
    پاسخ:
    یادم رفته بود اینجوری نوشتن عصن بخدا :)))
    چطوری هم‌اسمی؟:))
    قربانت. همچنین تو :**
    بیرون رفتن با دوستان همیشه حال میده.
    لبتون همیشه خندون.
    پاسخ:
    حالا نه همیشه ولی عموماً بله :))
    مچکرم. هم‌چنین شما ^_^
  • خان بلاگستان
  • پس کو امضاش خواهر بهار :دی

    وای پسر؟ باید بگید وای دخترا :دییییی


    پاسخ:
    عههه راست میگین ددابظ نداشت :-"
    بله ببه دریت می‌فرمائین :))
    این تهش خیلی خوب بود حسش :)
    پاسخ:
    قربانت ♥️ 
    یعنی کیف میکنیااا 
    مدرسه همش عشق و حاله
    پاسخ:
    آدم اگه آدم باشه آره. همممش عشق و حاله.. :))
    :)) 
    پاسخ:
    ببین تایید میکنم! ببین! :-"
    حسابی خوش گذشته بهتون
    حالا که دست به خرج شدی یه بستنی، چیزی هم واسه ما می گرفتی :)))
    پاسخ:
    عههه الان اینو گفتین یادم افتاد هنوز پولمو ندادن نامردا :||
    بله بله :/ 
    پاسخ:
    بله :|
  • ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
  • همیشه اینجوری :)))))))))))
    پاسخ:
    ایشالا :)
    خوشالم که بت خوش گذشته بهار جانم!
    ایا نوگل همانی است که به علت درسخوندن دوری کردی ازش؟
    اگه اره اینکارو نکن!ادم تو مسیر درس خوندن لزوما به یه دوست درسخون احتیاجی نداره بلکه به کسی احتیاج داره که حالشو خوب بکنه.. ‌!
    پاسخ:
    مرسی رفیق جان :*
    نه اون هدیه بودش :-" 
    نوگل اون کلاسه.. دقیقاً همین طوره :))
    تا باشد ازین خوشیا 
    به قول رامبد جوان : شاااد باشیید
    پاسخ:
    مرسی و هم‌چنین :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">