I'm Galaxy Girl

And finally ; all I learned was how to be STRONG but ALONE

And finally ; all I learned was how to be STRONG but ALONE

I'm Galaxy Girl

‪
‬پریدی از من و رفتی به آشیانه ی کی ؟
بگو کجایی و نوک میزنی به دانه ی کی ؟
‪
‬هوای گریه که تنگ غروب زد به سرت
پناه می بری از غصه ها به شانه ی کی ؟
‪ ‬شبی که غمزده باشی تو را بخنداند
ادای مسخره و رقص ناشیانه ی کی ؟

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

یارِ دلدارِ من ار قلب بدین‌سان شکند..

خسته شده بودم، هی به خودم گفتم دووم بیار میریم شکلات میخوریم، میریم شیرکاکائو میخوریم. هی همین‌جوری به خودم امید دادم. رفتم سر یخچال شیرکاکائوم نبود. تو کابینت هم کیت‌کتم نبود. برادرم خورده بودش. خب عزیزِ من این‌همه خودت میری بیرون چیزای خوش‌مزه می‌خوری نوش جونت. مال منو نخور دیگه!

دلم خلوتی می‌خواد. دلم می‌خواد تو خونه‌ی خودمون راحت باشم. لازم نباشه دیگه تو خونه‌ی خودمون لباسِ کتونیِ آستین‌بلند بپوشم. شال بپوشم. شلوارم قدش بلند باشه. بابا من دوست دارم از این لباس نخی گشاد گل‌دارا بپوشم اصلا. ینی چی که آرامش بقیه رو فدای آرامشِ خودتون میکنین؟ نادیده هم که می‌گیرمتون باید جوابگو باشم. بس کنین مسخره‌بازی‌هاتون رو.

میگه از پسر بزرگه‌ی دکتر فلانی خبر نداری؟ میگم نه. میگه از هیچ پسر دم‌بختی خبر نداری؟ میگم نه. میگه لعنت به این زندگی! بلافاصله میگه پسرخاله‌ت چی؟ اون قصد ازدواج نداره؟ میگم نه!! یکم فکر می‌کنه میگه راستی داداش خودت چی؟ اخم می‌کنم. می‌گم دو ساله متأهله. میگه این داداشت هم منتظر بود من برم بعد ازدواج کنه‌ها! با همون اخم زل میزنم تو چشماش. میگه ینی هیچی؟ عصبی می‌شم. می‌گم می‌خوای خودم بیام بگیرمت ضعیفه؟ می‌گه الان نه. بذار هر وقت دکتر شدی اون‌وقت بیا. 

دخترخاله‌م گریه می‌کنه می‌خوام آرومش کنم. نشوندمش رو ساعدم. هی می‌زنه تو سر و صورتم. یه فلفل برمی‌دارم جلوش تاب می‌دم. می‌چرخونمش. انگار فلفله داره می‌رقصه. براش می‌خونم قر تو کمرم فراوونه، نمی‌دونم کجا بریزم. رو ساعدم بالا پائین میشه، دست می‌زنه. می‌خنده می‌گه همین‌جا. همین‌جا. ساعدم درد می‌گیره با اون دستم بغلش می‌کنم. از خودم می‌پرسم واقعاً به کجا دارم میرم من؟ یحتمل به هیچستان.

نشسته جلوم میگه من دایی‌م که رفت سربازی به فلان روش سامورایی دهن خودمو مورد اصابت قرار دادم. داداشم که دانشجو شد دهن خودم و همگان رو مورد اصابت قرار دادم. بابا بسه! باور کن محبت عمیقت رو نسبت به خانوادت یه جور دیگه‌ای هم می‌تونی بگی که من حالم بهم نخوره.

دبیر زیستمون می‌گفت هرکس هر چرتی پشتتون میگه شما بگین به درک. دور از جونِ شما سگم خیلی صدا می‌ده. ول کنین این حاشیه‌هارو. ناراحتی اعصاب نخرید برای خودتون. من میام تو کلاستون اصلا حالم بهم می‌خوره. بابا یه امتحان دارین دیگه چه‌خبره این‌قدر استرس؟ هیچی قرار نیست بشه! چه مرگتونه خب؟ راست می‌گفت. کاملاً.

منم و یه عالمه خوشحالیِ سرکوب شده.. خوشحالی برای اینکه دبیر فیزیک دنبالم می‌گشت، دنبال کسی که زودتر از ماشین‌حسابِ بچه‌هاجواب رو بگه. خوشحالی برای اینکه دبیر ادبیات از خطم تعریف کرد. دوست دارم خوش‌حال باشم ولی انگار جاروبرقی شدم. همه‌چیز رو می‌ریزم توی خودم. هرچی که باشه..

صدمن یه غازم خودتونین.

نظرات  (۱۳)

منم امروز قِر تو کمرم فراوون بود :-))
(ممنون از پیامتون).
پاسخ:
هر روزتون مثل دیروز ان‌شاءالله :))
  • פـریـر بانو
  • احساس همدردی با پاراگراف دوم تو این مورد که وقتی یکی میاد خونۀ آدم باید بقچه پیچ کنی خودتو :/

    دبیرزیستت رو خدا حفظ کنه! عالی گفت :)

    چرا سرکوب؟ بزن بیرون از خودت... یه بار قراره زندگی کنی بهار... باید تا میتونی بخندی و از ذوق بالا پایین بپری و جیغ بکشی حتی ^_^
    پاسخ:
    دقیقا:/ ادم خفه میشه :/ ایششششش -_-
    ان‌شاءالله! آقای خوبی عه دوسش دارم *.*
    نمیدونم والا :)) بی تفاوت شدم :))
    دبیر زیستتون درست گفته حرفش رو آویزه ی گوشت کن! 
    پاسخ:
    رو چشمم :))
  • خان بلاگستان
  • خواهر بهار چقدر غر غرو شدید :دیی
    پاسخ:
    پیش میاد دیگه :))
  • خان بلاگستان
  • :)
    پاسخ:
    همیشه به خنده و لبخند :)
    خب من به فدات حژ عاغایم

    پاسخ:
    خدانکنه عزیزدلم :**
    چرا من فک کردم این پستت زیادی قرو قاطی بود ؟؟😐 خدایی اون بخش ساعد رو نفهمیدم 😂
    پاسخ:
    تهش که گفتم صد من یه غازم خودتی :))))
    هیچی بابا، بچه نشوندی رو ساعدت تا حالا؟ :-"
  • ♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
  • قلقلی -_-
    پاسخ:
    :)
    میخواین یه چماق بردارین ها? :| 

    پاسخ:
    برای چی؟ :))
    یه بارم بیا کاملا حالت خوب باشه!
    پاسخ:
    راستش من حالم بد نیست اصلا. می‌خوای شما یه وقتی بیای که بک‌گراند ذهنی‌ت این نباشه که من حالم بده؟ :))
    چه دبیر زیست فهیمی!!
    پاسخ:
    خیلی دمش گرم واقعا من عاشقشم :))
    تو همون بندِ اول یادِ اون سری قبلی عه افتادم که گفتی شیرکاکائو بخره برات تو راه تشنه ش شد خورد :)))))))))))
    گفته بودم عاشقِ داداشتم ، نه ؟ :)))))))))))))))))))))))))

    دختر باید یکم سر و سنگین باشه :| آهنگ خوندن به کنار ، با فلفل حرف میزنی ؟ :| قرش میدی ؟ :|||||||||||||||
    واقعا داری به کجا میری ؟ :||||

    خاب استاد کانال بزن خوشحالی ها تو بریز توش مام شریک شیم :|
    میدونی چن وقته ساعت جفت نذاشتی گروه ؟ :|||| :((((
    یکم مسئولیت پذیر باش :|

    + بعد تو بگو کامنت نمیذاره :| ایشش :| کِی قصد داری بیای تله ؟ :(
    پاسخ:
    اره :))) لامصب چیزایی که دوست داریمم مشترکه :)))
    بابا خب بچه دو ساله رو با همین کارا شاد میکنن دیگه چی کار کنم خب! :)))
    به هیچستان :/
    تلگرام داشتم کانالم میزدم :))) آخی، یادش بخیر
    اینقدرررر دلم براتون تنگ شدهههههه.. هوارتا. عصن یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی..
    + نمیذاری خب :))) عصن جدید بود برای وبلاگم :دی 
    + نمی‌دونم :-"
    این دبیر فیزیک همون دبیر فیزیکه بود ؟؟؟؟؟؟؟ :دی

    هیچ مناسبتی نداره گفتنش ولی خب این پست هات رو میخونم یه شور و شعفِ غم انگیزی از تک بچه بودن بهم دست میده...

    میدونم که با همه ی این سختی ها از پای وبلاگت که پاشی عاشق این دور و بر شلوغ پلوغت هستی :(
    پاسخ:
    کودوم؟ اون که قبلا نوشتم؟ نه اون مرتیکه‌ی حال‌به‌هم‌زن نیستش :))
    اره خب. دقیقاً مثل تام و جری می‌مونیم. در عین حال که دهن همو سرویس می‌کنیم بدون هم نمی‌تونیم..

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">